
من در اختیارِ تو بیا این تَن و ببرِش تیمارِش کن
اون بی تو قلبِش بیماره چون نفسِشی بیا بشکنِش سیگارِشو
من در اختیارِ تو بیا این تَن و ببرِش تیمارِش کن
اون بی تو قلبِش بیماره چون نفسِشی بیا بشکنِش سیگارِشو
توی باغچه ی قلبِ من ، بی تو خارَم نمیشَکُفت
با تو آرومَم تو یه فرشته ای ، به تو آدم نمیشه گفت
توی بازیِ این روزا ، تو یه راه مخفیِ نابی
نمیدونم چطور نورِت یهو ، به این مار افعیِ تابید
من در اختیارِ تو بیا این تَن و ببرِش تیمارِش کن
اون بی تو قلبِش بیماره چون نفسِشی بیا بشکنِش سیگارِشو
من در اختیارِ تو بیا این تَن و ببرِش تیمارِش کن
اون بی تو قلبِش بیماره چون نفسِشی بیا بشکنِش سیگارِشو
گُلِ سرخِ لبای تو یه دَمنوشه و آروم میکنه هُرمِ هوای تو منو
دِلَم مُرده برای تو نرو ، پِیکرَم میگیره با تو فُرمِ عاشق شدنو
بلندگوی صدای تو برام مِثِه یه گهواره ی موزیکه
با تو دورَم از این دنیا و انگار که تو آغوشِت یه سیاره ی کوچیکه
من در اختیارِ تو بیا این تَن و ببرِش تیمارِش کن
اون بی تو قلبِش بیماره چون نفسِشی بیا بشکنِش سیگارِشو
من در اختیارِ تو بیا این تَن و ببرِش تیمارِش کن
اون بی تو قلبِش بیماره چون نفسِشی بیا بشکنِش سیگارِشو ! بيا بشكنش سيگارشو ، كه باخت اين دل ما تو هر عشقى وارد شد ، به هم ميزنه ديگه همه چى حالشو ، بيا ببرش تيمارش كن !
برچسب:
نویسنده: بردیا یزدانی